اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
24
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
گفت خداى متعال مال و مواشى را زياد كرده است پس تو از اينجا منتقل شو و در دو شهر « سدوم » و « عموره » نزديك جائى كه ابراهيم در آن ساكن بود جاى گير ، و چون لوط به شهر سدوم و عموره رفت و آنجا فرود آمد پادشاه آن ناحيه بر او تاخت و با او جنگيد و مالش را گرفت . پس ابراهيم رفت و مال لوط را پس گرفت . و خداى متعال بابراهيم گشايش داد و مال او را فراوان ساخت و او گفت پروردگارا با اينكه فرزندى ندارم مال را چه كنم ؟ پس خداى عز و جل به او وحى فرمود كه من فرزندان تو را به شماره ستارگان خواهم افزود ، و ساره را كنيزى بود كه هاجرش مىگفتند و او را بابراهيم بخشيد ، و هاجر از ابراهيم باردار شد و اسماعيل [ 1 ] را بزاد و ابراهيم در آن روز هشتاد و شش ساله بود . خداى متعال بابراهيم گفت فرزندان تو را بسيار نمايم و پادشاهى باقى تا آخر روزگار را در ميان آنها قرار دهم تا هيچكس شماره آنان را نداند ، و آنگاه كه هاجر اسماعيل را بزاد ساره بر او رشك برد و گفت او و فرزندش را از اينجا ببر . پس ابراهيم هاجر و اسماعيل را برداشت و به مكه آورد و در نزد خانه كعبه فرود آورد و خود از آن دو جدا گرديد ، هاجر به او گفت ما را به كه مىسپارى ؟ گفت بپروردگار اين خانه و آنگاه گفت : اللهم * ( انى اسكنت ) * ابنى * ( بواد غير ذى زرع عند بيتك المحرم ) * [ 2 ] خدايا پسرم را در دره بىگياهى نزد خانه محترمت جاى دادم . سپس آبى كه با هاجر بود تمام شد و اسماعيل سخت تشنه گشت مادرش هاجر در پى آب بيرون شد و بر كوه صفا برآمد و نزديك كوه پرنده اى را ديد پس بازگشت و ناگهان ديد كه پرنده بپاى خود زمين را كاويده و آب جوشيده است هاجر اطراف آب را گرفت تا بيرون نريزد ، و چاه « زمزم » اين است . و قوم لوط به گنهكارى پرداختند و با پسران درآميختند ، چون ابليس لعنه الله
--> [ 1 ] نام اسماعيل در سوره هاى بقره آيات 125 ، 127 ، 133 ، 136 ، 140 و آل عمران 84 و نساء 162 و انعام 86 و ابراهيم 39 و مريم 54 و انبياء 85 و ص 48 ذكر شده است . [ 2 ] س 14 ى 37 .